
اعتراف می کنم وقتی از خیابون رد میشم اسم تابلو مغازه هارو می خونم اگه تو ماشینم باشم
سعی میکنم همرو بخونم اگه نشه یه جورایی وجدان درد میگیرم اَصَن یه وضعی!!!
این عادتو از بچگی دارم چون معلم کلاس اول دبستانمون گفته بود تابلوی مغازه هارو تیتر روزنامه هارو بخونین تا روخونیتون قوی بشه دیگه این مونده تو سرم!!
ما ایرونیا وقتی میخوایم از کسی تعریف کنیم::
عجب نقاشیه نکبت...
چه دست فرمونی داره توله سگ...
چقد خوب میخونه بد مصب...
چه گیتاری میزنه ناکس...
استاد کامپیوتره لامصب...
عجب گلی زد بی وجدان...
بی شرف خیلی کارش درسته...
دوستت دارم دیوونه!!
اما وقتی میخوایم به کسی فحش بدیم::
برو شازده...
چی میگی مهندس...
آخه آدم حسابی...
دکتر برو دکتر...
چطوری آی کیو؟!!
به به! استاد معظم!!
کجایی با مرام؟!!
بازم گلواژه صادر فرمودی؟!!

ترم پیش تو دانشگاه استاد داشت به یه دانشجو می گفت : پسر این درسو بخون !
بخونی پس فردا به دردت میخوره ، نخونی خودت ضرر میکنی …
حداقل به خاطره این هزینه ای که کردی بخون
، به خاطره خودت میگم بخون ؛ نخونی نمیتونی پاس کنیااااا …
دانشجو تو یه جمله جواب داد :
“استاد صدامون خوب نیست”
اسم دخترا
.
.
.
.
... ... ... .
ﺧﻮﺭﺩﻧﯽ ﺑﺎﺷﺪ : ﻣﺜﻞ ﻋﺴﻞ
ﺳﺎﻋﺎﺕ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺭﻭﺯ : ﻣﺜﻞ ﭘﮕﺎﻩ، ﺳﭙﯿﺪﻩ، ﺳﺤﺮ
ﺍﺳﻢ ﺟﮏ ﻭ ﺟﻮﻧﻮﺭ ﺑﺎﺷه : ﺍﻋﻢ ﺍﺯ ﭘﺮﻧﺪﻩ : ﻣﺜﻞ ﭘﺮﺳﺘﻮ،ﺩﺭﻧﺎ …
ﺣﺸﺮﻩ : ﻣﺜﻞ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ،
ﭼﻬﺎﺭﭘﺎ : ﻣﺜﻞ ﻏﺰﺍﻝ ...
ﺍﺳﻢ ﻋﻠﻒ ﺑﺎﺷه : ﻣﺜﻞ ﺭﯾﺤﺎﻧﻪ، ﭘﻮﻧﻪ ﻭ …
اسم گل باشه : نرگس ، مریم ، رز، نسترن ، لاله
ﺍﺳﻢ ﻣﻜﺎﻥ ﺑﺎﺷه : ﻣﺜﻞ ﺻﺤﺮﺍ، ﺩﺭﯾﺎ، ﺧﺎﻭﺭ، ﺍﯾﺮﺍﻥ
ﺧﯿﺲ ﺑﺎﺷه : ﻣﺜﻞ ﺷﺒﻨﻢ، ﺩﺭﯾﺎ، ﺳﺎﺣﻞ، ﺑﺎﺭﺍﻥ
ﻭ ﻛﻼ ﻫﺮ ﺍﺳﻤﯽ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﯾﻪ ﻫﺎ ﺑﺎﺷه ﺍﺳﻢ ﺩﺧﺘﺮه...
ﻭ ﺩﺭﻏﯿﺮ اﯾﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﺍﮔﺮ ﺍﺳﻢ ﺩﺭﺳﺖ ﻭ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﺑﻮﺩ ﺍﺳﻢ ﭘسره...
انواع لوازم آرایش: 10کیلو
عشوه و ادا و اطوار: 40خروار
قر و فر : 50 دور در دقیقه
زبان: 20 متر
قدرت بیان: 4300 اسب بخار
قدرت اشک ریزی: 6 لیتر در ساعت
منطق: 25 گرم
قدرت درک: نیم مثغال
لجبازی : هر چقدر بخواهید
ﺩﺧﺘﺮ : ﻋﺰﯾﺰﻡ ، ﭼﯽ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟
ﭘﺴﺮ : ﭘﺸﻪ ﻣﯽ ﮐﺸﻢ .
ﺩﺧﺘﺮ : ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﮐﺸﺘﯽ؟
ﭘﺴﺮ : ﭘﻨﺞ ﺗﺎ .... ﺩﻭ ﺗﺎ ﻧﺮﻭ ﺳﻪ ﺗﺎ ﻣﺎﺩﻩ .
ﺩﺧﺘﺮ ( ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ) : ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﯼ؟
.
.
.
ﭘﺴﺮ : ﺳﻪ ﺗﺎ ﺷﻮﻥ ﺟﻠﻮ ﺁﯾﯿﻨﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ، ﺩﻭ
ﺗﺎ ﺷﻮﻥ ﺟﻠﻮ ﻣﺎﻧﯿﺘﻮﺭ !!!
دبستان:روزهای خوش نوجوانی، مشق شب، فحش بابا، فلک معلم، شلنگ ناظم، خوشی در مراسم ختم.
کشمش:انگوری که خود را ساعت ها زیر آفتاب برنزه کرده است.
هالک شگفت انگیز:بر و بچه های بدنساز، پس از پایان تمرین، چنین تصوری از هیکل خود دارند.
گیاهخواری:طریقه ای از زندگی که قدیما، شکایچیان دست و پا چلفتی اختراع کرده بودند.
بزرگسال:فردی که از سن رشد طولی گذشته و مشغول رشد عرضی است.
دانشگاه:یک دوره چهارساله که … چیز بیشتری یادم نمی آید.
مغز:ارگانی از بدن که ما فکر می کنیم که فکر می کند.
خلاق:آدمی که حداقل بیست دلیل برای انتخاب روش ابلهانه خود دارد.
بقیه در ادامه مطلب!


